محمدآقا امامی معروف به محمد امامی کاشانی در حال حاضر امام جمعه موقت تهران است و همزمان به عنوان متولی مدرسه عالی شهید مطهری و نماینده مجلس خبرگان رهبری فعالیت میکند.
او از اعضای تشکیلدهنده جامعه روحانیت مبارز است و رابطهی نزدیکی با اکبر هاشمی رفسنجانی داشت. بنابراین، در بحبوحهی افشاگریها علیه اکبر هاشمی رفسنجانی، نام این روحانی نیز از سوی حلقهی نزدیکان محمود احمدینژاد مطرح شد.
عباس پالیزدار، از مشاوران کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم که در شمار نزدیکان محمود احمدینژاد قرار داشت در دو سخنرانی جنجالی در دانشگاه همدان و شیراز در اردیبهشت۱۳۸۷ دست به افشاگری علیه سران نظام زد و آنها را به فساد اقتصادی متهم کرد.
در فهرست بلندبالای عباس پالیزدار از فساد مالی و سوءاستفادههای کلان سران نظام، نام محمد امامی کاشانی نیز به چشم میخورد و از او به عنوان کسی یاد کرد که «معادن سنگهای تزئینی کشور را تصاحب کرده است».
بنا به گفتههای عباس پالیزدار، محمد امامی کاشانی در پوشش موسسه توانبخشی ولیعصر، به سوءاستفادههای مالی کلان از دستکم چهار معدن دست زده است.
در وبسایت این موسسه آمده است که در سال ۱۳۷۱ در قالب موسسهای غیردولتی و غیرانتفاعی تاسیس شده و در سالهای آتی، چندین مرکز جامع توانبخشی دیگر نیز در تاسیس شده است که عبارتاند از: مرکز توانبخشی نگین عصر (در مشهد)، مرکز جامع توانبخشی نگار عصر (در کاشان)، مرکز جامع توانبخشی فروغ عصر (در شیراز)، مرکز جامع توانبخشی نوید عصر ( در جنوب تهران) و مرکز جامع توانبخشی امید عصر (در شرق تهران).
عباس پالیزدار در سخنرانی خود در سال ۱۳۸۷ گفته بود: «دیدم که یک آقایی نامه زده که پسرش معلول جسمی است. گفته میخواهم یک موسسه توانبخشی بزنم که پسرم هم برود در آن موسسه توانبخشی، دم دست خودم باشد. ۱۰۰ تا، ۲۰۰ تا، ۳۰۰ تا معلول را نگهداری کنیم در آنجا، پسرم هم بین آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بیامرزد. موسسه را که ثبت کرده و کارش را استارت زده، نامه زده به رئیسجمهوری گفته که من ساپورت نیاز دارم، نمیتوانم خرج کنم که، باید نظام به ما کمک کند. چه کار کنیم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبید فارس را بدهید به این آقا. آقا این سنگ مرمر بهترین سنگ مرمر دنیاست. از منابع انفال جمهوری اسلامی است. بدهیم به شما؟ بله، بدهیدش به من. معامله انجام شد و این معدن را به این آقا واگذار کردند.»
او در ادامهی سخناناش، نام محمد امامی کاشانی را میآورد و میگوید: «دوباره بعد از یک مدت گفت آقا این معدن کافی نیست، معدن زنجان را هم بدهید به ما. چهار تا را که ما پیدا کردیم، چهار تا معدن را یک آقایی از علما گرفته، که مردم هم پشتش نماز میخوانند متأسفانه. این یکی که عرض کردم، آقای امامی کاشانی است. استاد اخلاق و چه و چه و از این مسائل».
در رسانهها هیچگونه جزئیاتی دربارهی فعالیتهای اقتصادی امامی کاشانی منتشر نشده است، اما نگاهی به روزنامه رسمی نشان میدهد که این روحانی با چه ساختار تودرتویی دست به فعالیت اقتصادی زده است.
براساس اسناد رسمی، نام محمدآقاامامی در موسسه توانبخشی ولیعصر دیده میشود. شرکت توسعه و تامین شریف، بهعنوان شرکت زیرمجموعه این موسسه ثبت شده است.
شرکت توسعه و تامین شریف که در سال ۱۳۸۴ تاسیس شده است، دارای یک شرکت مادر دیگر به نام توانبخشی نویدعصر و چندین شرکت زیرمجموعه است که عبارتاند از:
- هامون نایزه
- لوله وماشینسازی ایران
- کارگزاری مهرآفرین
- فرآوردههای آجر نسوز امین آباد
- آلیاژ گستر هامون
- توسعه و تامین بنای پایدار
- گروه سنگ زاگرس
- سیمان عمران انارک
- تدبیر مهر شریف
- تدبیر فردای نیک
علاوه بر این، دو شرکت دیگر نیز به نام محمدآقا امامی ثبت شده است که فرهنگی اجتماعی خط امان کاشان و شرکت ریسندگی و بافندگی مطهری نام دارند. شرکت ریسندگی و بافندگی مطهری، دو شرکت زیرمجموعه دارد که عبارتاند از تهران پلی استر تاپس و لینتر پاک.
خبرگزاری فارس شهریور ماه ۱۳۹۸ گزارشی منتشر کرده است که براساس آن میتوان ادعای عباس پالیزدار مبنی بر مالکیت امامی کاشانی بر معدن سنگ دهبید را ثابت کرد. در این گزارش که «دلیل عدم پرداخت سود ۳۰ درصدی معدن چاهمرغی صفاشهر به شهرستان خرمبید چیست؟» نام دارد، نوشته شده که «گروه سنگ زاگرس سالهاست که بهرهبردار معدن چاهمرغی، ارزشمندترین معدن سنگ مرمریت کشور است».
در این گزارش آمده که «معدن چاهمرغی در سال ۱۳۹۴ از سوی گروه سنگ زاگرس افتتاح و مقرر شد که ۳۰ درصد سود این معدن صرف توسعه و آبادانی شهرستان خرمبید شود. به نقل از فعالان این حوزه درآمد سالانه این معدن بالای هزار میلیارد تومان بوده اما تنها سالی حدودا ۱۰ الی ۲۰ میلیارد تومان به شهرستان میپردازد».
همانطور که دیده شد، براساس اسناد رسمی، مالکیت گروه سنگ زاگرس به طور غیرمستقیم به محمد امامی کاشانی میرسد و براساس گزارش خبرگزاری فارس میتوان نتیجه گرفت که این روحانی دستکم مشغول بهرهبرداری در یکی از معادن دهبید است.
به نوشتهی خبرگزاری فارس، در سفر استانی احمدینژاد در سال ۱۳۸۶ تصویب شد که پس از پایان اجاره، بهرهبرداری از معدن در قالب شرکت تعاونی مردمی به مردم واگذار شود اما درپی پایان یافتن مجوز در سال ۱۳۸۸ و امتناع دولت از تمدید پروانه، بهرهبردار به دیوان عدالت اداری شکایت کرد و درنهایت، پس از حدود دو سال تعطیلی معدن در سال ۹۰ دیوان، اقدام دولت را ناحق دانست و دستور صدور تمدید مجدد پروانه را صادر کرد.
بنابراین، بهرهبردار معدن چاهمرغی پیش از سال ۱۳۹۴ این معدن را تصاحب کرده بود و در این سال با تاسیس گروه سنگ زاگرس، صرفا نام بهرهبردار عوض شده است.
همچنین براساس اطلاعات سامانه معرفی معادن ایران، بهرهبرداری معادن دهبید را گروه سنگ زاگرس برعهده دارد.
در اسناد رسمی مربوط به شبکهی پیچیدهی شرکتها و موسسات وابسته به محمد امامی کاشانی، نام شرکت فرآوردههای آجر نسوز امینآباد نیز به چشم میخورد که در سال ۱۳۸۲ تاسیس شده است. شرکت گروه سنگ زاگرس و معدن ماشین زاگرس از شرکتهای زیرمجموعه این شرکت به شمار میروند.
بنا بر گزارش رسانهها، ایران بزرگترین معادن خاک نسوز خاورمیانه را دارا است. با این حساب میتوان نتیجه گرفت که میان این شرکتها با بهرهبرداری از معادن خاک نسوز ارتباط وجود داشته باشد.
با وجود پیگیریهای ویکیفساد، اطلاعات شفاف و دقیقی از میزان درآمدها و هزینههای موسسه توانبخشی و همچنین مبالغ ناشی از فروش و صادرات محصولات این معادن در دسترس نیست.
جزییات مالیاتی این موسسه و معادن مرتبط با آن نیز مشخص نیست. این در حالی است که موسسه توانبخشی در حال حاضر هشت مرکز توانبخشی در چند شهر دارد و بر اساس پیگیریهای ویکیفساد، در زیرمجموعه برخی از معادن امامیکاشانی، شرکتهای متعددی در حوزه استخراج و صادرات محصولات سنگ و خاک تاسیس شدهاند. این شرکتها در کشورهایی مانند چین، ترکیه و دبی، دفتر و شعبه مستقل دارند. از جمله این شرکتها میتوان به شرکت سنگ رویال دهبید اشاره کرد که در وبسایت آن حتی فهرست و نام و نشانی از مدیران آن ثبت نشده است.
وبسایت شرکت سنگ رویال دهبید در معرفی این شرکت آورده است که در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) تاسیس شده و درحال حاضر تولید سنگ دهبید چامرغی، انگورک، حسنآباد، شایان دهبید، زارع دهبید، دیپلمات دهبید، چهرک دهبید و نسکافهای دهبید را برعهده دارد. در معرفی این شرکت همچنین آمده است که از «شرکتهای ممتاز در کشف، استخراج و تولید» به شمار میشود.
چه کسانی در حلقه فساد حضور دارند؟
در حلقههای تودرتوی مرتبط با موسسه توانبخشی ولیعصر، علاوه بر نام محمد امامیکاشانی، چند نام دیگر هم تکرار شده است. ردپای بسیاری از این افراد در روند ثبت شرکتهای معدنی دیده نمیشود، اما پیگیریهای بیشتر نشان میدهد که آنها نهتنها به فعالیتهای اقتصادی و فسادآلود امامیکاشانی کمک کردهاند بلکه برخی در همین مجموعه هم مسئولیت داشته و دارند.
محمد امامیکاشانی
او علاوه بر ریاست هیئت امنا موسسه توانبخشی ولیعصر، مسئولیت مدرسه و سپس دانشگاه شهید مطهری را برعهده دارد. عضویت در مجلس خبرگان رهبری و امامت موقت نماز جمعه تهران نیز از دیگر سمتهای او در ساختار جمهوری اسلامی هستند.
سها امامی کاشانی
او دختر امامیکاشانی است و طی سالهای متوالی در مجموعه موسسه توانبخشی و هشت زیرمجموعه آن در تهران، مشهد و یزد و کاشان فعالیت میکند. او همسر وحید اشیاق است و در کنار هم و در یک حلقه خانوادگی، کار میکنند.
براساس اسناد رسمی، سها امامی کاشانی در حال حاضر مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره موسسه تدبیر نسل فردا است و نائب رئیس هیئت مدیره موسسههای پزشکی نسل امید و بشارت شهر امید به شمار میرود.
وحید اشتیاق
همسر سها امامیکاشانی و یکی از افراد خانواده امامی کاشانی است. براساس اسناد رسمی کشور، نام او در چندین شرکت و موسسه به عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره دیده میشود که عبارتاند از:
- فرهنگی پژوهشی شهر فرهنگ و دانش
- مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهر دانش
- توسعه و تامین شریف
- پزشکی نسل امید
- فخر آفرین مها
- بشارت شهر امید
- داوری شهر دانش و عدل
موسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهر دانش که در سال ۱۳۷۳ راهاندازی شده است، همکاریهای نزدیکی با موسسات مذهبی- پژوهشی و دانشگاه شهید مطهری دارد که زیرنظر امامیکاشانی اداره میشود. این موسسه براساس گزارش رسانههای کشور، «یکی از مهمترین ناشران کتب تخصصی حقوقی در کشور است» و بهعنوان «تنها پژوهشکده حقوقی بخش خصوصی در ایران»، آثار بسیاری در زمینه نقد قوانین و مقررات کشور منتشر کرده است.
این موسسه همچنین دارای کتابخانه تخصصی است که «یکی از مهمترین منابع تخصصی حقوقی کشور» به شمار میرود. موسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهر دانش، دورهها و کارگاههای آموزشی بسیاری نیز در زمینه حقوق برگزار کرده است.
وحید اشتیاق همچنین بهعنوان بازرس در موسسه توانبخشی ولیعصر حضور دارد. علاوه بر این، در زیرمجموعه شرکت فخرآفرین مها، شرکت سپهر طلوع آفرین ثبت شده که در سال ۱۳۹۲ تاسیس شده است.

علیرضا فلاحی
نام علیرضا فلاحی در موسسه توانبخشی ولیعصر به عنوان بازرس ثبت شده است. اسناد رسمی، عضویت او را در دستکم ۱۵ شرکت و موسسه نشان میدهد که عبارتاند از:
- فروغ عصر امید
- گروه سنگ زاگرس
- تدبیر فردای نیک
- فرآوردههای آجر نسوز امینآباد
- توسعه و تامین شریف
- بازرگانی رویان قشم
- مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهردانش
- توسعه و تامین بنای پایدار
- توانبخشی ولیعصر
- خیریه همیاران عمران حضرت ولیعصر عج شهرستان خرمبید
- پزشکی نسل امید
- معدن ماشین زاگرس
- مجتمع معادن دهبید
- آذین سنگ پیشرو
- تدبیر مهر شریف
نام علیرضا فلاحی در حالی در شرکت تعاونی مجتمع معادن دهبید دیده میشود که در سال ۱۳۸۴، محمود محمدی، نماینده مجلس، نسبت به عملکرد موسسه توانبخشی ولیعصر در بهرهبرداری غیرقانونی از معدن سنگ مرمریت خرمبید به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی شکایت کرد.
این نماینده مجلس در توضیح شکایت خود گفت که «عده معدودی در پرتو امتیاز بهرهبرداری از سنگهای معدن خرمبید، سوءاستفادههای کلان مالی میکنند و حاضر نیستند فعالیت خود را با قانون تطبیق دهند».
به گفتهی او، «بر اساس قانون، بهرهبرداری از معادن سنگهای تزئینی و مرمریت بیش از چهار کیلومتر، مجاز نیست، در حالی که موسسه توانبخشی ولیعصر ۶.۳ کیلومتر از معدن سنگ مرمریت خرمبید بهرهبرداری میکند».
شرکت توانبخشی ولیعصر در واکنش به این خبر، نامهای را منتشر کرد که نسخهای از آن در خبرگزاری ایرنا منتشر شد. در بخشی از این نامه آمده است: «این موسسه در زمینه توانبخشی و برای خدمات به کودکان کمتوان و عقبافتاده ذهنی و فلج مغزی فعالیت دارد که از محل سود سهام سالیانه یک شرکت وابسته تامین میشود و آن شرکت نیز درچارچوب قانون تجارت و با رعایت قوانین کشور بطور مستقل فعالیت میکند و در چند شرکت معدنی و صنعتی از جمله شرکت تعاونی مجتمع معادن دهبید که بهرهبردار معدن مورد نظر نماینده آباده است، سرمایهگذاری کرده است».
در حال حاضر هیچگونه اطلاعاتی دربارهی شرکت تعاونی مجتمع معادن دهبید، در وبسایت روزنامه رسمی کشور دیده نمیشود و صرفا نوشته شده که این شرکت «منحله» در سال ۱۳۷۳ تاسیس شده و وضعیت آن «درحال تصفیه» عنوان شده است.
این شرکت در حالی منحل شده است که مردم استان فارس اواخر دهه ۱۳۸۰ و دههی ۱۳۹۰ بارها به بهرهبرداریهای گسترده از معادن این استان اعتراض کردند و در یک مورد نیز تجهیزات این معدن به آتش کشیده شد. با وجود چنین اعتراضات گستردهای، مدیرعامل شرکت بهرهبردار معدن سنگ دهبید در سال ۱۳۹۲ گفت که «دیوان عدالت اداری تاکنون چند بار در مورد بهرهبرداری از معدن سنگ دهبید به نفع ما رای داده است».
مجتمع معدنی دهبید از دو تپه به نامهای انگورک و چاهمرغی تشکیل شده است. بهرهبرداری از معدن انگورک پیش از انقلاب شروع شد و بهرهبرداری از معدن چاهمرغی در سال ۱۳۷۲ کلید خورد و به مدت شش سال به شرکت تعاونی مجتمع معادن دهبید سپرده شد و درنهایت در سال ۱۳۷۷، در پی تصویب قانون جدید معادن، بهرهبرداری از آن تمدید شد.
براساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا در خرداد ۱۳۹۲ منتشر کرده، خانه معدن ایران در واکنش به حمله به معدن و اعتراضهای مردمی در نامهای به وزیر صنعت، معدن و تجارت، «نگرانی شدید خود را از تکرار حادثه حمله به معدن سنگ دهبید» اعلام کرد.
خانه معدن ایران در حالی به طرفداری از شرکت تعاونی مجتمع معدنی دهبید بیانیه صادر کرده است که گزارشهای غیررسمی از ارتباط یکی از اعضای هیئت مدیره آن با شرکتهای وابسته به موسسه توانبخشی ولیعصر حکایت میکند؛ ابوالقاسم شفیعی.
ابوالقاسم شفیعی
در رسانههای ایران از او با نام «حاج ابوالقاسم شفیعی» یاد شده است. او رئیس انجمن سنگ ایران و از اعضای هیئت مدیره خانه معدن ایران بود که فروردین ۱۳۹۹ براثر ابتلا به کرونا درگذشت. براساس سخنان محسن رفیقدوست (نظامی ایرانی)، سعید عسگر پیش از ترور سعید حجاریان در سال ۱۳۷۸، ابوالقاسم شفیعی را ترور کرده بود.
اسناد رسمی نشان میدهد که ابوالقاسم شفیعی در انجمنها، شرکت و موسسههای زیر عضو بوده است:
- کمیته خیّرین مجمع جهانی اهل بیت
- ستاد پشتیبانی مردمی از مردم مظلوم یمن و میانمار
- بنیاد ملی عفاف و حجاب
- سرمایهگذاری آزاد راه کنارگذر شرقی اصفهان
- مدرسه علمیه الزهرا خمینی
- پترو حوض
- علمی فرهنگی علامه عسگری
- آریا فلات جنوب
- اندیشه یاران محسنین
- توسعه و اکتشاف معادن آذرخش آسیا
- خیریه نیایش نور
- بینالمللی آفاق فاطر
- کارخانجات ککسازی شمال
- راهسازی و معدنی مبین
- انتقال دادههای آسیاتک
- سرمایهگذاری ابرار عرش
- نوآوران فلات کویر
- شرکت نگین ارغوان سهند
فسادهای مالی محمد امامیکاشانی در پوشش موسسه توانبخشی کودکان ناتوان، سال ۱۳۸۷ و در حالی از سوی عباس پالیزدار مطرح شد که او تاکید کرده بود آنچه درباره فسادهای مالی روحانیون سرشناس حکومت میگوید تنها گوشهای از «فجایع اتفاق افتاده در جمهوری اسلامی» است.
پالیزدار اضافه کرده بود: «همین حضرت آیتالله امامیکاشانی، معادن سنگهای تزیینی کشور را تصاحب کرده، به اسم این که فرزند پسرش معلول جسمی است و او میخواهد مراکز حمایت از معلولان درست کند».
محمد امامیکاشانی مدتی بعد و در خطبههای نماز جمعه تهران گفت: «بهتانزنندگان علیه نظام اسلامی گرفتار مکر الهی میشوند». همان زمان این اظهارات، پاسخی به افشاگریهای پالیزدار درباره فساد مالی چند روحانی از جمله خود امامیکاشانی ارزیابی شد.
او همچنین سال ۱۳۹۷ در خطبههای نماز جمعه تهران درباره موضوع «فساد سیستماتیک» اظهارنظر کرد و مدعی شد که «آمریکاییها میخواهند دولت و سایر قوا را به فساد سیستماتیک متهم کنند و اگر ما به دنبال مطرح کردن فساد در دولت و دیگر قوا باشیم، به دشمن کمک کردهایم و آنها از اقدامات ما خوشحال میشوند».
طی سالهای اخیر افشاگریهای متعددی درباره اختلاس و فساد در نهادها و بنیادهای انقلابی منتشر شده ولی تاکنون کمتر پروندهای در این ارتباط در قوه قضائیه تشکیل شده است. در برخی موارد همچون اتهامهای فساد مالی امامیکاشانی نیز برخی رسانههای اصولگرا همان زمان نوشتند که این کار با هدایت محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری وقت انجام شده است.
افشاگری علیه تشکیلات امام جمعه موقت تهران در سال ۱۳۸۷ و زمانی رسانهای شد که احمدینژاد با ادعای عدالتخواهی و تشکیل دولت ضدفساد، اداره دولت را در دست گرفت. اما در عمل نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه در سالهای پایانی دولت خودش، فهرست بلندی از اختلاسها و فسادهای دولت او افشا شد.
عباس پالیزدار در پی شکایت افرادی که نام آنها را آورده بود، روانه زندان شد. او اما چندی بعد عذرخواهی کرد و برخی شکایتکنندگان از جمله محمد امامی کاشانی شکایت خود را از او پس گرفتند.
هیاهوی عباس پالیزدار در حالی خاموش شد که اغلب شرکتهای مرتبط با موسسه توانبخشی ولیعصر در زمینهی سنگ و خاک و تولیدات معدنی فعالیت میکنند و همین موضوع، حکایت از فساد گسترده تحت پوشش این موسسه دارد.